چرا برخی مخاطبان از فوتبال خسته شدهاند و به رشتههای دیگر رو آوردهاند؟
نتایج برخی نظرسنجیها و پژوهشهای بینالمللی نشان میدهد که بخش قابلتوجهی از هواداران احساس میکنند فوتبال مدرن دیگر شبیه همان فوتبالی نیست که روزی عاشقش شده...
در سالهای اخیر، نتایج برخی نظرسنجیها و پژوهشهای بینالمللی نشان میدهد که بخش قابلتوجهی از هواداران احساس میکنند فوتبال مدرن دیگر شبیه همان فوتبالی نیست که روزی عاشقش شده بودند. افزایش فاصله مالی و فرهنگی بین باشگاهها و مردم، اشباع تقویم مسابقات، تجاریسازی افراطی، رشد حقوق نجومی بازیکنان و همچنین تغییر الگوی تماشای ورزش در میان نسل جوان، باعث شده برای عدهای از مخاطبان، فوتبال از یک «بازی مردمی و هیجانانگیز» به رویدادی سنگین، گران و بعضاً خستهکننده تبدیل شود. پژوهشی که با عنوان «Modern football driving fans away» منتشر شده نیز همین احساس فاصله و دلزدگی از فوتبال مدرن را در میان بخشی از هواداران بریتانیایی ثبت کرده است.
در چنین فضایی، بخشی از هواداران به جای آنکه فوتبال تنها و اصلیترین گزینه آنها برای سرگرمی باشد، ترجیح میدهند زمان و انرژی خود را میان رشتههای ورزشی دیگر و حتی سرگرمیهای ورزشی جدید مانند ورزشهای الکترونیک تقسیم کنند. گزارشهای مختلف از بازار جهانی ورزش نشان میدهد که نسلهای جدید، به ویژه در بازه سنی ۱۸ تا ۳۴ سال، کمتر از گذشته مسابقات زنده طولانی را دنبال میکنند و به محتوای کوتاه، تعاملی و چندرسانهای گرایش بیشتری دارند.
این مقاله تلاش میکند با تکیه بر این تغییرات، روند فاصلهگرفتن برخی مخاطبان از فوتبال و دلایل روآوردن آنها به سایر رشتهها را از زاویه تجربه تماشاگر و تحولات اجتماعی و رسانهای تحلیل کند.
تغییر ذائقه مخاطبان فوتبال در عصر رسانههای نو
مخاطب امروز، فقط تماشاگر فوتبال نیست
مخاطب امروز، به ویژه در نسلهای جوانتر، فقط بیننده تلویزیون نیست؛ او کاربر دائمی شبکههای اجتماعی، ویدیوهای کوتاه، پلتفرمهای استریم و بازیهای دیجیتال است. این مخاطب عادت کرده محتوا را در زمان دلخواه، در قالبهای کوتاه و شخصیسازیشده تجربه کند. در چنین الگوی مصرفی، فوتبال دیگر «تنها انتخاب» نیست، بلکه یکی از دهها گزینه سرگرمی میباشد که باید برای جلب توجه، با سریالها، برنامههای اینترنتی، بازیهای ویدیویی و حتی ورزشهای دیگر رقابت کند.
در کنار این موضوع، کاهش زمان فراغت واقعی برای بسیاری از افراد باعث شده انتخاب آنها سختگیرانهتر شود. تماشای یک مسابقه ۹۰ دقیقهای که احتمال دارد کمگل و کمهیجان هم باشد، برای برخی مخاطبان جذابیت گذشته را ندارد؛ آنها ترجیح میدهند نتیجه و خلاصه بازی را ببینند و باقی وقت خود را صرف فعالیتهای متنوعتری کنند. حاصل این روند، کاهش «عمق تماشا» و شکلگیری الگوی جدیدی است که در آن مخاطب، فوتبال را سطحیتر و پراکندهتر دنبال میکند.
رقابت شدید با سایر قالبهای سرگرمی
در گذشته، فوتبال در بسیاری از کشورها تقریباً بدون رقیب بود؛ چند کانال محدود تلویزیونی و برنامههای اندک، چارهای جز تماشای مسابقات مهم باقی نمیگذاشت. امروز اما مخاطب تنها با چند لمس صفحهنمایش، میتواند به صدها نوع محتوای مختلف دسترسی پیدا کند؛ از مستند و فیلم و سریال گرفته تا آموزش، طنز، موسیقی و ورزشهای دیگر. در این رقابت گسترده، فوتبال اگر نتواند تجربهای متمایز، هیجانانگیز و در دسترس ارائه دهد، طبیعی است که بخشی از مخاطبانش را به رقبا واگذار نماید.
اشباع مسابقات فوتبال و خستگی ذهنی تماشاگران
وقتی تقویم فوتبال نفس تماشاگر را میگیرد
یکی از پیامهای مهم پژوهشهایی که درباره تجربه هواداران انجام شده، احساس «اشباع» است؛ هواداران میگویند فوتبال آنقدر زیاد و مداوم شده که دیگر مسابقهای واقعاً خاص به نظر نمیرسد. در بسیاری از لیگهای اروپایی و تورنمنتهای بینالمللی، فوتبال تقریباً بدون تعطیلی در جریان است؛ لیگ داخلی، لیگ قهرمانان، جامهای حذفی، سوپرکاپها، لیگ ملتها، اردوهای ملی و بازیهای دوستانه، حجمی از مسابقات ایجاد کرده که دنبالکردن کامل آن برای یک فرد عادی عملاً ناممکن است.
وقتی همیشه مسابقهای برای دیدن وجود دارد، حس «انتظار» و «ویژه بودن» از بین میرود. هوادار دیگر برای یک بازی مشخص لحظه شماری نمیکند؛ چون میداند چند روز بعد، بازی دیگری در راه است. این تکرار و یکنواختی، مرحلهبهمرحله به خستگی ذهنی تبدیل میشود و مخاطب را به سمت این تصمیم سوق میدهد که «کمتر اما جذابتر» ببیند؛ و این «کمتر دیدن» الزاماً به معنای انتخاب فوتبال نیست.
پیشبینیپذیری و از دست رفتن حس کمیابی
در کنار اشباع، پیشبینیپذیرشدن مسابقات برای برخی مخاطبان خستهکننده است. لیگهایی که هر سال چند تیم ثروتمند در آن سلطه دارند، تورنمنتهایی که از قبل شانس قهرمانی در آنها بین دو سه تیم تقسیم شده و جدولهایی که شکل کلی آنها تقریباً قابل حدس است، برای هواداری که به دنبال غافلگیری و داستان تازه میباشد، جذابیت کمتری دارند. در مقابل، رشتههایی که هنوز توزیع شانس در آنها متنوعتر است یا ساختار امتیازگیریشان تغییرات ناگهانی بیشتری به همراه دارد، برای بخشی از مخاطبان «پرریسکتر و هیجانانگیزتر» به نظر میرسند.
افزایش هزینه تماشای فوتبال و فشار اقتصادی بر هواداران
از «ورزش مردمی» تا «تفریح گران»
موضوع هزینه، یکی از پررنگترین محورهای نارضایتی در میان هواداران فوتبال مدرن است. گزارشهای متعددی در اروپا و رسانههای مختلف منتشر شده که در آنها هواداران از افزایش افسارگسیخته حق اشتراک شبکهها و پلتفرمهای پخش مسابقات، قیمت بلیت ورزشگاهها و هزینههای جانبی انتقاد کردهاند.
در برخی گزارشها اشاره شده که یک خانواده طبقه متوسط برای دسترسی کامل به مسابقات لیگ داخلی، لیگ قهرمانان و سایر تورنمنتها، باید سالانه رقمی قابلتوجه برای چند اشتراک مختلف پرداخت کند؛ رقمی که برای بسیاری از مردم عملاً توجیه اقتصادی ندارد. در کنار آن، تجربه حضور در ورزشگاه نیز با هزینههای رفتوآمد، خوراکی و زمان تلفشده همراه است.
در چنین شرایطی، بخشی از هواداران احساس میکنند فوتبال از ریشه «ورزش برای همه» فاصله گرفته و به سرگرمیای تبدیل شده که بیش از حد به توان مالی وابسته است. همین احساس بیعدالتی اقتصادی، به ویژه در دورهای که فشارهای معیشتی افزایش یافته، میتواند انگیزه دنبالکردن مداوم فوتبال را کاهش دهد.
هزینه کمتر، دسترسی بیشتر در رشتههای دیگر
در مقابل، بسیاری از رشتههای دیگر هنوز با هزینههای پایینتر قابل تماشا هستند. برخی رقابتهای والیبال، بسکتبال یا ورزشهای رزمی از طریق شبکههای رایگان یا با هزینه بسیار کمتر نسبت به فوتبال پخش میشوند. حضور در سالنهای این رشتهها هم برای خانوادهها، معمولاً به مراتب ارزانتر است.
از زاویه مخاطب، این اختلاف هزینه میتواند عامل تعیینکنندهای باشد: وقتی او میتواند با هزینه کمتر، تجربهای صمیمیتر، نزدیکتر به زمین و کمحاشیهتر داشته باشد، ترجیح میدهد بخشی از بودجه تفریحی خود را از فوتبال جدا و به سایر رشتهها هدایت کند.
فرهنگ هواداری، حاشیهها و نقش شبکههای اجتماعی
تنش دائمی، خستگی روانی
هواداری فوتبال، در بسیاری از کشورها، از سطح رقابت سالم فراتر رفته و به دو قطبیهای تند در فضای مجازی تبدیل شده است. توهین به بازیکنان، هجوم به صفحات شخصی، حمله به داوران، جدلهای بیپایان میان هواداران تیمهای رقیب و انتشار مداوم محتوای تحریکآمیز، برای بخشی از مخاطبان که به دنبال یک سرگرمی آرام و رهاکننده هستند، خستهکننده و حتی آزاردهنده است.
بسیاری از هواداران قدیمی در گفتگوها و نظرسنجیها اشاره میکنند که «حاشیهها» و «فضای مسموم مجازی» بیش از خود فوتبال آنها را آزار میدهد و باعث شده علاقهشان به دنبالکردن مداوم این فضا کمتر شود. این در حالی است که در برخی رشتههای دیگر، هنوز چنین سطحی از تنش و درگیری هواداری دیده نمیشود و فضای سالنها و اجتماعات هواداری، خانوادگیتر و قابلتحملتر است.
فوتبال مدرن و از دست رفتن بخشی از هیجان خودانگیخته
ورود فناوری کمکداور ویدیویی (VAR) نمونه دیگری از دوگانه «عدالت در برابر هیجان» است. هرچند این فناوری، خطاهای آشکار را کمتر کرده، اما از نگاه بخشی از تماشاگران، توقفهای طولانی و نامطمئن برای بررسی صحنهها، شادی ناگهانی پس از گل را کمرنگ کرده است. تماشاگر باید چند ثانیه صبر کند تا مطمئن شود گل مردود نمیشود و همین فاصله کوتاه، بخشی از شدت احساسات را میگیرد.
به همراه این موضوع، افزایش پیچیدگی تاکتیکی، تحلیلهای افراطی و تأکید مداوم بر آمار و دادهها، برای برخی مخاطبان، فوتبال را از یک بازی ساده و قابل درک، به بازی بیش از حد فنی و سرد تبدیل کرده است. کسانی که دنبال هیجان خام، ابتکار عمل فردی و بازیهای کمتر قابل پیشبینی هستند، ممکن است این نیاز را در رشتههای دیگری جستجو کنند.
جذابیت رشتههای ورزشی دیگر و رشد آلترناتیوها
والیبال، بسکتبال و دیگر رشتهها در نقش رقیب جدی برای فوتبال
آمارهای جهانی نشان میدهد والیبال با حدود ۸۰۰ میلیون طرفدار، چهارمین ورزش محبوب دنیا است و ساختار مسابقات جدید آن، از جمله لیگ ملتها، به گونهای طراحی شده که تجربه تماشاگر در سالن و پای تلویزیون جذابتر شود. در ایران نیز رشد چشمگیر استقبال از مسابقات والیبال و گزارشهای متعدد از پرشدن سالنها، نشان میدهد که این رشته برای بخش قابلتوجهی از مخاطبان، جایگزینی جذاب یا دست کم مکملی جدی برای فوتبال شده است.
رشتههایی مانند بسکتبال، ورزشهای رزمی، تنیس و حتی دو و میدانی نیز با روایت رسانهای بهتر، پوشش حرفهایتر و حضور ستارههای جدید، در حال افزایش سهم خود از بازار توجه مخاطبان هستند. ریتم سریعتر، زمان کوتاهتر مسابقات و ساختار امتیازگیری که تا ثانیههای آخر نتیجه را نامشخص نگه میدارد، برای تماشاگر کمحوصلهتر امروز جذاب است.

از تماشای صرف تا تجربه مستقیم ورزش
علاوه بر تماشای مسابقات، بسیاری از افراد به سمت ورزشهایی میروند که خودشان بتوانند به طور مستقیم انجام دهند. دویدن، دوچرخه سواری، کوهنوردی، شنا، بدنسازی، یوگا و ورزشهای گروهی سبکتر، فرصت میدهند که انسان در کنار دیدن، «زندگی ورزشی» را هم تجربه کند. در مقابل، فوتبال حرفهای برای اکثر مردم به سطحی دستنیافتنی تعلق دارد و نقش آنها در عمل به تماشای از دور محدود میشود.
این تفاوت، برای فردی که دنبال تعادل میان تماشا و مشارکت میباشد، اهمیت دارد؛ او ممکن است به جای صرفاً هوادار فوتبال ماندن، ترجیح دهد هوادار رشتهای باشد که خودش هم بتواند در سطح آماتور آن را تجربه کند.
ورزشهای الکترونیک و تغییر الگوی سرگرمی نسل جوان

وقتی مسابقه دیجیتال، رقیب جدی فوتبال میشود
یکی از تغییرات مهم سالهای اخیر، رشد ورزشهای الکترونیک (eSports) است؛ تورنمنتهای بینالمللی با جوایز چند میلیون دلاری، استریمهای زنده چند ساعته و حضور میلیونها بیننده در پلتفرمهای آنلاین، نشان میدهد که بخش قابلتوجهی از زمان و توجه نسل جوان، به این حوزه اختصاص یافته است.
برای نوجوانی که بخش بزرگی از روز خود را با بازیهای ویدیویی میگذراند، تماشای مسابقه حرفهای همان بازی، تجربهای بسیار نزدیک و قابل درک میباشد. او قواعد بازی را بهتر از قواعد تاکتیکی فوتبال میشناسد، مسیر رشد بازیکنان حرفهای را بر روی خود قابل تعمیم میبیند و به صورت زنده در گفتگوها و چتهای پیرامونی شرکت میکند. این سطح از درگیری ذهنی و اجتماعی، با تجربه سنتی تماشای یک مسابقه فوتبال قابل مقایسه نیست.
نتیجه اینکه رقابت برای «زمان توجه» نسل جوان، دیگر فقط بین فوتبال و سایر ورزشهای فیزیکی نیست؛ ورزشهای الکترونیک نیز سهم رو به رشدی به خود اختصاص دادهاند و فوتبال ناچار است برای حفظ جایگاه خود، زبان و فرم ارائه محتوا را متناسب با این واقعیت جدید بازطراحی کند.
پیامدهای تغییر سلیقه مخاطبان برای آینده فوتبال
فرصتی برای بازآفرینی، اگر پیام هواداران شنیده شود
اینکه بخشی از مخاطبان از فوتبال مدرن خسته شدهاند، لزوماً به معنای پایان سلطه فوتبال نیست، اما یک هشدار جدی است. اگر پیام هواداران در پژوهشها، نظرسنجیها و واکنشهای رسانهای جدی گرفته شود، فوتبال میتواند این دوره را به فرصتی برای بازآفرینی تبدیل کند. کاهش فاصله اقتصادی و فرهنگی میان باشگاهها و مردم، بازنگری در قیمتگذاری بلیت و اشتراکها، توجه بیشتر به تجربه هوادار در ورزشگاه و خانه و مدیریت بهتر حواشی و خشونت کلامی، از جمله گامهایی است که میتواند رابطه فوتبال با مخاطبانش را ترمیم کند.
رشد رشتههای دیگر و متنوعتر شدن نقشه هواداری
در طرف مقابل، رشتههای دیگر میتوانند از این تغییر ذائقه بهره ببرند. والیبال، بسکتبال، ورزشهای رزمی، تنیس و حتی ورزشهای همگانی، این شانس را دارند که با سرمایهگذاری بر روی تجربه تماشاگر، پوشش رسانهای و ارتباط با نسل جوان، سهم بیشتری از توجه و هزینه مخاطب را به دست آورند. رشد مخاطبان لیگ ملتهای والیبال و افزایش حضور تماشاگران در سالنها، نمونهای عینی از این روند است.
برای سیاستگذاران حوزه ورزش نیز این تغییر یک فرصت میباشد؛ فرصتی برای برنامهریزی جهت توسعه ورزشهای پایه، افزایش تنوع الگوهای ورزشی در جامعه و تشویق مردم به فعالیت بدنی در قالبهای مختلف؛ نه فقط فوتبال.
خستگی از فوتبال یا جستجوی تجربهای تازه؟
در نهایت میتوان گفت دلیل اینکه برخی مخاطبان از فوتبال خسته شدهاند و به رشتههای دیگر رو آوردهاند، مجموعهای از عوامل است: اشباع مسابقات، افزایش هزینهها، تجاریشدن بیش از حد، فضای پرتنش هواداری، پیچیدهشدن فوتبال مدرن، رشد رشتههای دیگر و ظهور ورزشهای الکترونیک. فوتبال همچنان محبوبترین ورزش جهان است، اما انحصار پیشین خود را از دست داده و اکنون باید برای هر دقیقه توجه مخاطب رقابت کند.
اگر فوتبال مدرن پیام این تحولات را جدی بگیرد و بتواند بین عدالت و هیجان، درآمد و دسترسپذیری، فناوری و سادگی، و هواداری و احترام تعادل تازهای ایجاد کند، این دوره انتقادی میتواند به نقطه عطفی برای نوسازی و نزدیکترشدن دوباره به ریشههای مردمیاش تبدیل شود. در غیراینصورت، روند فاصلهگرفتن بخشی از مخاطبان ادامه خواهد یافت و نقشه هواداری در جهان ورزش، روزبهروز متنوعتر و چندقطبیتر میشود.
سلام، واقعاً حس میکنم فوتبال دیگه اون حالوهوای قدیم رو نداره. قبلاً منتظر یه بازی میموندیم، الان انقدر مسابقه هست که آدم قاطی میکنه و آخرش فقط هایلایت میبینه.
سلام مسعود عزیز،
دقیقاً به همون نکته اشباع مسابقات اشاره کردی. وقتی تقویم فوتبال اینقدر فشرده میشه، حس انتظار و خاصبودن بازیها از بین میره. طبیعی هم هست که مخاطب به جای دنبالکردن همه بازیها، بره سمت خلاصهها یا حتی سرگرمیهای دیگه که زمان کمتری میگیرن و انرژی کمتری میخوان.