تنگه هرمز و خطر تبدیل تنشهای دریایی به بحران غذایی
یادداشت مهمان_ مجید موافق قدیری رییس انجمن صنایع خوراک دام، طیور و آبزیان ایران و عضو هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی ایران؛ استفاده از غذا یا اختلال در زنجیره تأمین آن – به عنوان ابزاری برای فشار سیاسی و نظامی – یکی از قدیمیترین تاکتیکهای جنگ است. در دنیای امروز این بحران نه تنها از طریق محاصره مستقیم، بلکه با هدف قرار دادن بنادر و مسیرهای دریایی کلیدی تشدید میشود. صنایع خوراک دام، طیور و آبزیان که بخش عظیمی از غلات جهان (ذرت، سویا، جو) را مصرف میکند، حلقه حساس این زنجیره است و هر شوکی به سرعت به قیمت تخم مرغ، گوشت، لبنیات و امنیت غذایی خانوارها سرایت میکند.
غذا به عنوان سلاح: الگوهای تکراری در تاریخ معاصر
محاصرهها و نابودی زیرساختهای کشاورزی بارها گرسنگی را به سلاح تبدیل کردهاند. قوانین بینالمللی این اقدامات را جنایت جنگی میدانند، اما مجریان قانون در اجرای قوانین ضعیف عمل می کنند.
تنشهای تنگه هرمز و جنگ ایران: تنگه هرمز بخش قابل توجهی از تجارت جهانی کود و مسیر کلیدی واردات غذا و خوراک دام به کشورهای خلیج فارس را پوشش میدهد، که امروزه به یکی از نقاط بحران غذایی جهانی تبدیل شده است. در پی درگیریهای ایران و کشورهای متخاصم آمریکا و اسرائیل، دشمن از محاصره دریایی عملاً به عنوان اهرم فشار استفاده کرده است.
بحران کود: حدود یک سوم تجارت جهانی کود از این تنگه عبور میکند. بسته شدن یا محدودیت آن باعث جهش شدید قیمت اوره و کودهای نیتروژنی شده و فصل کاشت را در سطح بین المللی تهدید کرده است. کاهش مصرف کود به معنای کاهش محصول و افزایش قیمت غذا در ماههای آتی در کل دنیا است.
تأثیر بر خوراک دام: اکثر کشورها به شدت به واردات نهاده هایی چون ذرت، سویا و کنجاله سویا برای مصارف دامی وابستهاند. اختلال در تنگه تامین این نهادهها را برای تولید خوراک دام و طیور پر هزینه کرده است. در واقع رقابت بین “غذا برای انسان” و “خوراک دام” شدیدتر شده و در سناریوهای بدبینانه، منجر به کشتار دامهای مولد و کشتار زودتر از موعد و در نتیجه تورم قیمت محصولات پروتئینی میشود.
محاصره دریایی ایران نه تنها صادرات انرژی را هدف قرار میدهد، بلکه امنیت غذایی را نیز به چالش میکشد. این وابستگی، ایران را به “پاشنه آشیل” امنیت غذایی جهانی تبدیل کرده است.
این تغییرات نشان میدهد غذا دیگر فقط کالا نیست و اختلال در مسیرهای حیاتی میتواند شوک انرژی و کود را به بحران غذایی جهانی تبدیل کند و میلیونها نفر را در سراسر جهان به سمت ناامنی غذایی سوق دهد.
پیامدهای اینگونه رویکردها می تواند شامل فشار بر زنجیره تولیدکنندگان غذا و تورم غذایی، گرسنگی و خطر ناآرامیهای اجتماعی در سطح جهانی گردد. وابستگی متقابل کشورها در رفع نیازهای اساسی، نقش موثر غذا در مراودات سیاسی را برجسته تر کرده است.
برای مقابله با اینگونه تهدیدات سرمایهگذاری در کشاورزی پایدار و جایگزین های خوراک دام و طیور از شاخصترین گزینه ها است.
در نهایت نکته اصلی این است؛ در جهان بههمپیوسته، گرسنگی یک جامعه به همه منطقه سرایت میکند. استفاده از غذا و زیرساختهای آن به عنوان سلاح نه تنها غیراخلاقی، بلکه خود تخریبی است. کاری که کشورهای متخاصم در جنگ با ایران از آن دریغ نکردند.
والله اعلم