از آرمانگرایی دهه شصت تا واقعگرایی تلخ امروز؛ کاراکترهای عروسکی چگونه به مفسران ساختار اجتماعی جامعه ایران تبدیل شدند؟
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، بررسی تبارشناسانه تاریخچه عروسکهای ماندگار سینما و تلویزیون ایران نشان میدهد که این موجودات اسفنجی هرگز صرفا ابزاری برای سرگرمی کودکان نبودهاند؛ بلکه در قامت مفسران سیاسی، منتقدان طبقاتی و سخنگویان ناخودآگاه جمعی جامعهای ظاهر شدهاند که تریبون رسمی به سختی صدای واقعیاش را بازتاب داده است. در این میان، تحلیل روند آثار عروسکی چهار دهه گذشته، نشاندهنده یک شیفت پارادایمیک عمیق از تفکر اشتراکی و آرمانگرایانه دهه شصت به سمت تکافتادگی، ترومای روانشناختی و واقعگرایی تلخ دهههای بعدی است. بخشی از این گزارش که به کالبدشکافی گسلهای تاریخی و این دگردیسی ساختاری میپردازد، به شرح زیر است:
«برای درک بهتر جایگاه عروسکهای بزرگسال، باید دگردیسی ساختاری جامعه ایران را در آینه آثار عروسکی چهار دهه گذشته تحلیل کرد. این بررسی نشاندهنده یک شیفت پارادایمیک عمیق از تفکر اشتراکی و آرمانگرایانه دهه شصت به سمت تکافتادگی، ترومای روانشناختی و واقعگرایی تلخ دهههای هشتاد و نود است.
در سالهای ابتدایی دهه شصت، در اوج دوران جنگ تحمیلی و فشارهای اقتصادی، مجموعههایی چون «مدرسه موشها»، «شهر موشها» و سپس «خونه مادربزرگه» روی آنتن رفتند. در این دوران، عروسکها هرچند در فرم کودکانه طراحی شده بودند، اما پیامهایی عمیقاً بزرگسالانه و جمعگرایانه را منتقل میکردند. دنیای «مدرسه موشها» جامعهای کوچک و منسجم را بازنمایی میکرد که در آن تفاوتهای فردی (مانند کپلِ لذتجو، نارنجیِ اشرافی و عینکیِ مصلحتپندار) تحت لوای یک هدف جمعی یعنی آموزش، بهداشت و مقابله با تهدید خارجی (گربه) تعریف میشد. هراس جمعی از گربه در این مجموعه، بازتابدهنده ناخودآگاه جامعهای بود که با تروما و خطرات واقعی جنگ دستوپنجه نرم میکرد.»
برای مطالعه متن کامل این گزارش اینجا کلیک کنید.
59244